ابراهيم عاملي ( موثق )
119
تفسير عاملي ( فارسي )
دانش هستند اين مطلب روشن را خوب مىدانند و هرگز عقل و دين آنها اجازه نمىدهد كه بشما دستور پرستش خودشان را بدهند و عقيده ى شما مردم كه يك فردى را معبود و شريك در آفرينش مىپنداريد نه با عقل سازگار است و نه متّكى است بدستور و راهنمائى يكنفر عاقل و چيز فهم پس اين گونه عقيده را باطل بدانيد و از خاطر خود دور كنيد . 2 - اگرچه با ادب قلم مناسب نيست ولى با ادب بمعنى عموم و مظهر فكر و سليقه نقل اين مثل خراسانى بجا است كه : توده مردم ما مىگويند : ( فلان كس كخ كار است ) كلمه ى ( كخ ) بمعنى كرم است و همانطور كه كرم دل ميوه و درخت را نرم مىكند و از آن تغذيه مىكند آدم ورزيده و چسبيده بكارى را تشبيه به آن نموده و مى - گويند : ( كخ كار است ) يعنى پيوسته مواظب كار و آگاه باسرار و رموز آن است . « وَلكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ ) * تا * ( بِما كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ » مفاد اين مثل بنظرم رسيد : كه مربيها و رهبرها مردم را به اين گونه تربيت كنند و آنها هم از خواندن و يادگرفتن و ياد دادن بايستى ورزيده شوند تا باصطلاح كخ كار بشوند و برموز و اسرار علم و فكر و دين و زندگى آگاه شوند و طبقه ى بعد از خود را به همين روش تربيت و آزموده كنند . مرد فكر و عمل باشند نه در انديشه ى سجده به بشر همانند خود و متملَّق و چاپلوس و چشم به دهان آنكه از خود برترش مىپندارند . 3 - آيت دوّم اشاره به اين اصل مسلَّم است كه پس از تعليم و تربيت نوين عقايد پوسيده ى قديم و تقليد گذشتگان بسيار زشت و منكر است ، و ممكن نيست مربّى شما حسّ ارتجاع را تقويت كند و اجازه دهد آداب كهنه ى زشت گذشتگان را نو كنيد پس از قرنها امروز هم اين جمله ى « أيَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ » براى ما ، راهنما است كه بايد پيشواها و صاحبان نفوذ و قدرت متوجّه باشند پس از تسليم بآئين نو و مترقّى ، زشت است امر انحراف و ارتجاع . . . بآداب و رسوم گذشته كه اكنون قابل عمل نيست .